سعید لیلاز این اظهارات را در حالی مطرح میکند که ایران و ایالات متحده پس از جنگی که آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه با هدف سرنگونی سریع نظام جمهوری اسلامی ایران آغاز کردند، در تاریخ ۸ آوریل بر سر یک طرح آتشبس دو هفتهای توافق کردهاند.
در پاسخ به جنگی که در ۲۸ فوریه آغاز شد، ایران تنگه راهبردی هرمز را به روی کشتیهای تجاری آمریکا و متحدانش بست.
این سومین جنگ تحمیلی علیه ایران از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ محسوب میشود. نخستین جنگ توسط عراقِ صدام حسین در سپتامبر ۱۹۸۰ و دومین جنگ توسط آمریکا و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ به ایران تحمیل شد.
آتشبس دو هفتهای که با میانجیگری پاکستان حاصل شده، فرصتی برای مذاکرهکنندگان ایران و آمریکا فراهم میکند تا بر روی طرح ۱۰ مادهای پیشنهادی تهران کار کنند؛ طرحی که شامل لغو قطعنامههای تحریمی سازمان ملل علیه ایران، دستیابی به توافقی پایدار میان تهران و واشنگتن، تضمین عدم تجاوز به ایران و به رسمیت شناختن کنترل ایران بر تنگه هرمز و موارد دیگر است.
آمریکا که طرح ۱۰ مادهای ایران را «قابل اجرا» توصیف کرده، بهطور ضمنی کنترل ایران بر تنگه هرمز را پذیرفته است. این تنگه که خلیج عمان را به خلیج فارس متصل میکند، میان ایران و عمان مشترک است و در دسته آبهای بینالمللی قرار نمیگیرد.
مذاکرهکنندگان ایران و آمریکا قرار است روز شنبه در اسلامآباد، پایتخت پاکستان، برای بررسی چارچوب این توافق دیدار کنند. با این حال، تحلیلگران معتقدند دو هفته برای رسیدن به راهحل کافی نخواهد بود. کارشناسان و مقامات در ایران و جهان، بهویژه در غرب، نگرانند که اسرائیل حتی ممکن است آتشبس را نیز بر هم بزند، چه برسد به اینکه اجازه دهد مذاکرات به نتیجه برسد.
توافق هستهای ایران در سال ۲۰۱۵ که در دوره نخست ریاستجمهوری دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۸ لغو شد، حاصل دو سال مذاکرات فشرده میان ایران، پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل، آلمان و اتحادیه اروپا بود.
با این حال، لیلاز معتقد است شرایط امروز تا حدی متفاوت است.
او در گفتوگو با ایرنا میگوید: «نخست اینکه تعداد طرفهای مذاکره بهطور قابل توجهی کاهش یافته و این مسئله روند گفتوگوها را تسهیل میکند.»
وی در توضیح این دیدگاه میافزاید که اروپا بهعنوان یک قدرت اقتصادی و سیاسی عملاً اهمیت پیشین خود را از دست داده؛ موضوعی که در جنگ اوکراین نیز آشکار شد. به گفته لیلاز، شاید آخرین نقش مؤثر اروپا همان دورهای بود که به توافق هستهای ایران، موسوم به برجام (JCPOA)، منتهی شد.
او تأکید میکند: «دوم اینکه آمریکا طی سالهای گذشته تقریباً از تمام ابزارها برای تضعیف و سرنگونی جمهوری اسلامی ایران استفاده کرده است؛ از فشار حداکثری اقتصادی که به نظر من در تاریخ بیسابقه بوده تا تلاش برای ایجاد ناآرامی و بیثباتسازی ساختار اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ایران. حتی شکافهای داخلی را نیز آزموده است.»
هنوز مشخص نیست مذاکرات ۱۱ آوریل میان ایران و آمریکا بهصورت مستقیم برگزار خواهد شد یا خیر.
لیلاز که فارغالتحصیل تاریخ و بیشتر بهعنوان نظریهپرداز اقتصادی شناخته میشود، میگوید: «این مذاکرات دوجانبه است و امیدوارم مستقیم برگزار شود، زیرا هرچه تعداد واسطهها کمتر باشد، گفتوگوها شفافتر خواهد بود و طبیعتاً زمان کمتری برای رسیدن به توافق نیاز خواهد بود.»
این کارشناس همچنین معتقد است تجاوز آمریکا و اسرائیل علیه ایران از پیش طراحی شده و تمام جزئیات آن با دقت بررسی شده بود.
او میگوید: «در روزهای نخست جنگ، اتفاقاتی رخ داد که در تاریخ جهان بیسابقه بود؛ از جمله حمله مستقیم به رهبر سیاسی کشور و همزمان هدف قرار دادن برخی مراکز حساس… این اقدامات کاملاً حسابشده و با آگاهی کامل انجام شده بود.»
«آنها تصور میکردند جمهوری اسلامی که سالها تحت فشار بوده و با چالشهای داخلی جدی روبهرو است، در ساعات نخست جنگ فرو خواهد پاشید؛ مشابه آنچه در جنگ ژوئن ۱۹۶۷ میان اسرائیل و کشورهای عربی رخ داد. اما این سناریو به شکلی مفتضحانه شکست خورد.»
لیلاز، استاد تاریخ دانشگاه شهید بهشتی، میگوید ایران حتی اجازه نداد متجاوزان در جنگ روایتها دست بالا را پیدا کنند. «در واقع ایران در جنگ رسانهای و کلامی این درگیری نیز پیروز شد.»
فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرده که تا زمان اعلام آتشبس، بهتنهایی بیش از ۱۳ هزار عملیات نظامی علیه اهدافی در ایران انجام داده است. اسرائیل نیز با جنگندههای پیشرفته تأمینشده توسط آمریکا بیش از ۱۰ هزار حمله هوایی علیه ایران انجام داده است.
لیلاز میگوید: «به نظر من این پیروزی راهبردی حتی فراتر از تصور بسیاری از ناظران است. من همیشه از خوشبینترین تحلیلگران نسبت به مقاومت ایران بودهام و باور داشتم ایران در برابر انواع فشارها مقاومت خواهد کرد، اما تصور نمیکردم این مقاومت تا این اندازه سریع و قاطع باشد. تا حدی این موفقیت میتواند خاطرات تلخ نبرد چالدران و موارد مشابه را نیز التیام بخشد.»
در نبرد چالدران در اوت ۱۵۱۴، عثمانیها صفویان ایران را شکست دادند.
دیوار بیاعتمادی میان ایران و آمریکا بلند است
بسیاری از تحلیلگران و سیاستمداران معتقدند میان ایران و آمریکا کمبود اعتماد جدی وجود دارد.
لیلاز میگوید: «با توجه به شرایط موجود و اختلافات، شاید دستیابی به توافق میان تهران و واشنگتن این بار نسبت به گذشته آسانتر باشد. اما باید توجه داشت که دو هفته زمان بسیار کوتاهی است.»
او ادامه میدهد: «با توجه به اختلافات عمیق میان دو کشور و دیوار بلند بیاعتمادی میان تهران و واشنگتن، احتمالاً مذاکرات چندین هفته یا حتی چند ماه ادامه خواهد یافت و در این مدت نوعی آتشبس میان دو کشور برقرار خواهد بود.»
وی تأکید میکند کنترل ایران بر تنگه راهبردی هرمز که ۲۰ درصد نفت و گاز جهان از آن عبور میکند، «فراتر از تصور» است.
او میگوید: «به نظر من این موفقیت برای ایران فراتر از تصور است؛ موفقیتی که حتی از عملیاتهای نظامی نیز بزرگتر محسوب میشود. برخی تصور میکردند بستن تنگه هرمز مهمترین اقدام است، اما شاهکار نیروهای مسلح ایران، به دست گرفتن کنترل کامل و بازرسی این تنگه بود.»
لیلاز توضیح میدهد که بستن تنگه بسیار آسانتر از کنترل آن است.
او میافزاید: «امروز ایران بهواسطه قدرت عظیم خود به جایگاهی رسیده که میتواند عبور و مرور کشتیها را در این مسیر نظارت کند و این چیزی بود که حتی بسیاری از تحلیلگران ایرانی نیز پیشبینی نمیکردند.»
ضرورت تبدیل خلیج فارس و تنگه هرمز به منطقهای برای صلح و ثبات
با این حال، او پیشنهاد میکند ایران باید تلاش کند خلیج فارس و تنگه هرمز را به «منطقهای برای صلح، دوستی و همکاری» میان کشورهای ساحلی تبدیل کند.
او میگوید: «به عبارت دیگر، هدف نباید جایگزینی امپریالیسم آمریکایی با امپریالیسم ایرانی باشد. اگر کشورهای جنوبی خلیج فارس احساس تهدید کنند، شاید در کوتاهمدت عقبنشینی کنند، اما در بلندمدت به قدرتهای خارجی متکی خواهند شد تا نوعی موازنه ایجاد کنند. در آن صورت نیروهای فرامنطقهای دوباره در منطقه جای پا پیدا خواهند کرد.»
ایران در جریان جنگ، پایگاههای آمریکا در کشورهای عربی خلیج فارس را هدف قرار داد؛ زیرا این پایگاهها برای حمله به ایران مورد استفاده قرار گرفته بودند. برخی کشورهای عربی نیز با اجازه دادن به آمریکا برای استفاده از این پایگاهها، خود را در این جنگ غیرقانونی شریک کردند.
با این حال، مقامات ایرانی پیامهای آشتیجویانهای به این کشورها ارسال کردهاند.
لیلاز میگوید: «بهترین رویکرد برای ایران در حفظ قدرت و کنترل خود این است که این منطقه را به منطقهای برای همکاری و مشارکت تبدیل کند. ما باید با همسایگان خود زندگی کنیم و اشتباهاتی را که برخی کشورهای منطقه در گذشته مرتکب شدند، تکرار نکنیم.»
او معتقد است همکاری با کشورهای خلیج فارس به سود ایران خواهد بود.
وی میگوید: «کسانی که اکنون از زمان انتقامگیری یا باجخواهی از کشورهای جنوبی خلیج فارس سخن میگویند، به منافع بلندمدت ایران توجه ندارند. تبدیل خلیج فارس و تنگه هرمز به منطقهای برای صلح، همکاری و ثبات، میلیونها بار بیشتر به نفع ایران است.»
او همچنین تأکید میکند اقداماتی مانند دریافت عوارض از کشتیهای این کشورها توصیه نمیشود. «ما باید ثابت کنیم که دوستان واقعی این کشورها هستیم.»
رفع تحریمها ممکن است
او درباره پیشنهاد ایران برای لغو همه تحریمها، از جمله تحریمهای غیرهستهای، در مذاکرات پیشرو میگوید: «لغو تحریمها قطعاً ممکن است، بهویژه اینکه آمریکا اکنون در موقعیتی نیست که بتواند خواستههای خود را بهطور کامل بر ایران تحمیل کند.»
او میافزاید لغو تحریمهای اولیه و ثانویه علیه ایران اهمیت بسیار زیادی دارد.
«اگر این تحریمها و محدودیتهایی مانند محدودیتهای مربوط به نظام مالی بینالمللی و سوئیفت برداشته شود، بخش بزرگی از مشکلات اقتصادی ایران حل خواهد شد.»

