فضای کنونی اعتماد میان پاکستان و ایران ناگهانی نیست و نتیجه مجموعهای از تحولات چند روز اخیر هم به شمار نمیرود. این دوستی ریشه در روابط عمیق دو کشور همسایه دارد. دانشآموزان پاکستانی در کتابهای درسی خود خواندهاند که نخستین کشوری که در سال ۱۹۴۷ استقلال پاکستان را به رسمیت شناخت، کشور بزرگ و برادر همسایه ما، ایران بود.
همین روابط در زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری آیتالله روحالله خمینی (امام خمینی) در فوریه ۱۹۷۹ نیز آشکار شد. جهان در حالت آمادهباش قرار داشت و بسیاری آماده مخالفت با انقلاب بودند، اما در آن زمان پاکستان نخستین کشوری بود که جمهوری اسلامی ایران را به رسمیت شناخت و به مخالفتهای جهان خارج توجهی نکرد. بلافاصله پس از پیروزی انقلاب، آغا شاهی وزیر خارجه پاکستان در مارس ۱۹۷۹ به ایران سفر کرد و با عالیترین مقامات ایرانی، از جمله آیتالله خمینی، دیدار داشت. این سفر زمینهساز گسترش روابط دو کشور شد.
انقلاب اسلامی ایران از همان ابتدا با مخالفت جهان غرب روبهرو بود، اما پاکستان به این مخالفتها اعتنایی نکرد. در آوریل ۱۹۷۹، ژنرال ضیاءالحق، رئیسجمهور پاکستان، در بیانیهای انقلاب اسلامی ایران تحت رهبری امام خمینی را ستود.
آیتالله خمینی نیز در پاسخ به ژنرال ضیاء نوشت: «روابط با پاکستان بر پایه اسلام استوار است.»
همچنین در سال ۲۰۱۷، آیتالله سید علی خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی، به مسئله کشمیر که حساسترین موضوع برای پاکستان است اشاره کرد. ایشان از قوه قضائیه ایران خواستند که برای حمایت از «مسلمانان میانمار و کشمیر» بهصورت قانونی ورود کند.
رهبر انقلاب همچنین در سخنرانی پایان ماه رمضان، جهان اسلام را به حمایت از مردم بحرین، یمن و کشمیر فراخواندند.
هدف از یادآوری این رویدادها، درک عمق روابط میان پاکستان و ایران است. همانگونه که مسئله کشمیر برای پاکستان از بالاترین اهمیت برخوردار است، برنامه هستهای ایران نیز برای اهداف صلحآمیز، از بالاترین اهمیت برای ایران برخوردار است.
بهعنوان یک پاکستانی، بسیار خوشحالم که بنویسم پاکستان همواره از حق ایران برای داشتن برنامه هستهای حمایت کرده است. تنها سال گذشته، زمانی که رژیم صهیونیستی درگیر جنگ علیه ایران بود، شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، در ماه مه ۲۰۲۵ بدون توجه به هیچ کشوری در جهان، حتی قدرتهایی که خود را ابرقدرت میدانند، در خاک تهران آشکارا از برنامه هستهای ایران حمایت کرد.
سپس زمانی که مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، در اوت ۲۰۲۵ به پاکستان سفر کرد، شهباز شریف بار دیگر بدون توجه به فشارهای خارجی، موضع پاکستان را تکرار کرد. در آن زمان شعار «تشکر پاکستان» در مجلس شورای اسلامی ایران طنینانداز شد.
این احساس، متعلق به تکتک شهروندان پاکستان است و در این زمینه هیچ تفاوت شیعه و سنی وجود ندارد، زیرا مردم پاکستان حمله به ایران را حمله به پاکستان میدانند و تحت هیچ شرایطی آن را تحمل نخواهند کرد.
به دلیل همین واقعیات تاریخی و احساسات مشترک بود که نخستوزیر پاکستان، معاون نخستوزیر و همچنین فرمانده نیروهای دفاعی و رئیس ارتش پاکستان، فیلد مارشال عاصم منیر، پیش از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، تمام تلاش خود را برای جلوگیری از تحمیل جنگ علیه ایران به کار گرفتند و از آن زمان تاکنون نیز برای پایان دادن به آن تلاش کردهاند.
حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران بیش از یک بار در شورای امنیت سازمان ملل محکوم شده است. اکنون پاکستان میخواهد برای حفظ تمامی حقوق بینالمللی ایران، از جمله برنامه هستهای آن، هر اقدام ممکنی انجام دهد و همچنان از نظر دیپلماتیک فعال باقی بماند.
موضوع دیگری که در محافل پاکستانی بهشدت مورد بحث قرار گرفته، این است که پس از پایان این جنگ، باید چارچوب امنیتی جدیدی برای پایان دائمی تجاوزها و زورگوییهای روزانه اسرائیل در خاورمیانه ایجاد شود؛ چارچوبی که شامل پاکستان، ایران، ترکیه، عربستان سعودی و مصر باشد.
این ایده در میان مردم بسیار محبوب است و باید هرچه زودتر کار بر روی جزئیات آن آغاز شود، زیرا بقای همه ما در اتحاد نهفته است. در غیر این صورت، کشورهایی که روابط موقتی دارند، در یک لحظه در کنار نتانیاهو قرار خواهند گرفت.

